مراد على شمس
362
با علامه در الميزان ( فارسى )
در حالى كه بحث عميق در اخلاقيات خلاف اين را نتيجه مىدهد . « 1 » س 342 - علّت انحراف « بنى اسرائيل » و « كفّار » در آيات ( 211 و 212 سورهء بقره ) چگونه معرفى شده است ؟ و بيان كنيد كلمهء « كفر » در قرآن چگونه استعمال شده است ؟ ج - جملهء « زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا الْحَياةُ الدُّنْيا . . . » « 2 » علّت مطلبى را كه در آيه قبل ( 211 سورهء بقره ) ذكر شده بيان مىكند ، يعنى علت اينكه بنى اسرائيل آن اعمال ناشايسته را انجام دادند [ يعنى ] نعمتهاى الهى را تبديل كردند ، آيات خدا را تحريف نمودند و قوانين آسمانى را تغيير دادند ، اين بود كه زندگانى دنيا خيلى در نظرشان آراسته و مزيّن جلوه كرده بود و آنها را به سوى هواهاى نفسانى و شهوات شيطانى مىخواند . و حق و حقيقت را از يادش مىبرد در اين صورت جز رسيدن به آرزوهاى خود از جاه و مقام و مال و تجملات منظورى نداشته و هرچه در دست دارد وسيله رسيدن به آنها قرار مىدهد . ظاهرا كفر در قرآن شريف به همان معناى لغوى يعنى پوشاندن و مستور كردن استعمال مىشود ، منظور از آن انكار حقايق دينى و تغيير نعمتهاى الهى است و آن اعم از كفر اصطلاحى است بنابراين هركس هرحقيقتى را مخفى داشت و هرمطلب حقى را انكار نمود و هرنعمتى را تبديل كرده هرحكمى را تغيير داد كافرى است كه فريفته زندگانى دنيا شده و به حكم آيهء شريفه بايد مهياى عقوبت شديد باشد . « 3 »
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 315 . ( 2 ) . سورهء بقره ، آيه 212 . ( 3 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 3 ، ص 156 .